خرید بک لینک

حال که همه راه های رفته ای که نباید می رفتیم را رفته ایم به دلیل اینکه مذهبیون ناتوان از تغییر از یک طرف ذره ای انعطاف در مواضع اولیه خود ندادند و اکثریتی که همواره راه رهایی از شر آنها را در صحنه انقلاب بر علیه آنها تصور می کردند گام در مسیری گذاشتند که حتی مجبور به کمک گرفتن از قدرت های جهانی برای نابود سازی آنها را نیز قابل توجیه دانسته و پذیرفتند، بی توجه به اینکه راه رهایی از این ایده های عجیب و غریب جایگزینی ایده های نو و سالم به جای آنهاست.

" مگر نه اینکه هر چرک و لکه ناموزونی را می توان با حلال خود زدود"

اگر جامعه پیشرو و نخبگان ایرانی بتوانند پاسخ های تعیین کننده ای برای پرسش های زیر بیابند، مشکل درجازدن در زندان افکار متعصبین مذهبی قدرت مند در ایران نیز حل و فصل خواهد شد.

پرسش‌های اصلی:

- نسبت دین و علم جدید چیست؟

- قانون جدید چگونه با سنت سازگار می‌شود؟

- دولت مدرن چه نسبتی با جامعه سنتی دارد؟

- توسعه اقتصادی بدون آزادی سیاسی ممکن است؟

- آزادی سیاسی بدون توسعه نهادی پایدار می‌ماند؟

- هویت ایرانی چگونه با جهانی‌شدن ترکیب می‌شود؟

-آیا باید از غرب الگو گرفت یا راه بومی ساخت؟

وضعیت موجود:

برای تحلیل وضعیت نخبگان ایران می‌توان از چند چارچوب نظری استفاده کرد.

۱. نظریه گردش نخبگان — ویلفردو پارتو

پارتو معتقد بود جوامع همواره میان نخبگان قدیم و جدید در گردش‌اند. وقتی نخبگان حاکم انعطاف‌ناپذیر شوند، نخبگان تازه جای آنان را می‌گیرند.

در ایران، انقلاب‌ها و تحولات سیاسی را می‌توان تا حدی با این نظریه بررسی کرد.

به عبارت دیگر دلیل اینکه ما نمی توانیم از تجربه های گذشته خود درس بگیریم و از ظرفیت نخبگانی خود استفاده لازم را ببریم " انعطاف ناپذیری" نخبگان مان است که مردم ما را مجبور به کنار زدن کامل آنها با زور می کند با همه خوبی هایی که داشته اند.

۲. نظریه طبقه حاکم — گائتانو موسکا

موسکا می‌گفت در هر جامعه، اقلیتی سازمان‌یافته بر اکثریت سازمان‌نیافته حکومت می‌کند.

در ایران، اهمیت سازمان‌یافتگی نخبگان سیاسی، مذهبی، نظامی، اداری یا اقتصادی را می‌توان با این نگاه فهمید.

به عبارت دیگر آخوند ها به نمایندگی از مذهبیون بنابر آن سازمان یافتگی که بر می گردد به عقبه تاریخی شان توانسته اند تشکل ها و منابع مادی خود را در هر شرایطی حفط کنند و هر وقت توانسته اند در قدرت جایگاه برتری پیدا کنند این منابع و سازمان یافتگی را نیز بسیار تقویت کرده اند.

۳. نظریه اُلیگارشی — رابرت میخلز

میخلز معتقد بود حتی سازمان‌های دموکراتیک نیز به‌تدریج در اختیار اقلیتی حرفه‌ای قرار می‌گیرند.

این نظریه برای بررسی احزاب، انجمن‌ها، نهادهای صنفی و سازمان‌های سیاسی مفید است.

به عبارت دیگر جمهوری اسلامی با انحصار علوم انسانی و فیلترهای متعددی که در گزینش برای افراد سیاسی اعمال کرد این روند پرورش اقلیتی خاص برای تصدی امور مدیریتی را بسیار سرعت بخشید و دست دیگر افراد مستعد که در دسته و گروه آنها نبودند را از تجربه های سیاسی و حزبی برای سال های طولانی کوتاه کرد.

4. نظریه میدان و سرمایه — پیر بوردیو

بوردیو جامعه را مجموعه‌ای از میدان‌ها می‌دانست؛ مانند میدان سیاست، دین، هنر، دانشگاه و اقتصاد. هر میدان نخبگان خاص خود را دارد.

در ایران، این نظریه برای فهم رقابت میان نخبگان دانشگاهی، سیاسی، مذهبی، هنری و اقتصادی بسیار کاربردی است.

به عبارت دیگر جمهوری اسالامی با قانون اساسی انحصار طلبانه خود فقط دست نخبگان مذهبی را باز گذاشت و اجازه ظهور و بروز دیگر گروه های نخبگانی را نداد به طوری که به دلیل این انحصار برای اداره امور تخصصی نیز به دنبال نخبگان مذهبی گشت و وضعیت جامعه آن شد که امروز همه شاهد آن هستیم.

۵. نظریه دولت رانتی

بر اساس این نظریه، دولت‌هایی که درآمد عمده خود را از منابعی مانند نفت می‌گیرند، رابطه متفاوتی با جامعه دارند.

در ایران، نظریه دولت رانتی برای فهم رابطه دولت، نخبگان اقتصادی، بوروکراسی و جامعه اهمیت زیادی دارد.

به عبارت دیگر نخبگان مذهبی که بعد از انقلاب 57 با پاکسازی کامل نخبگان رشته های مختلف همه امور سیاسی و مدیریتی را بین خود و باورمندان به سیاست های خود تقسیم نمودند به واسطه اتکا به درآمدهای نفتی توانستند انحصار قدرت را نیز برای دهه های متوالی در دست بگیرند.

...

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر ۱۴۰۵ ساعت 13:15 توسط شکوه نیک نظر  | 

برچسب: نویسنده: 29khordad1388 تاريخ: يکشنبه 21 تير 1405 ساعت: 1:38

صفحه بندی